از سينما متنفرم |
سیاه مشق های روزبه درباره ی سینما و چند چیز دیگر |
پيوند ها |
ياد داشت ها |
|
: عکس های من وقتی سرتو کردن توی جوب
بانويي از كوير .......... .......... .......... .......... ... و این لحظه ی تماشایی
دیدن صحنه ی مرگ انسان ها مسلما مشمئز کننده است و برای هیچ فرد سالمی قابل تحمل نیست . حتا با دیدن کشته شدن یک حیوان هم دل آدمی به رحم می آید . اما بعضی افراد هستند که از این قائده مستثنایند . یعنی وقتی مرگ چندش آور آن ها را تماشا می کنی ، ناراحت که نمی شوی ، لذت هم می بری . این نه یک حس سادیسمی که یک کینه ی تاریخیست . لحظه ی اعدام صدام حسین از آن صحنه های تماشایی است . وقتی ملتمسانه مامور اعدام را نگاه می کند ترس در چشمان بی فروغش هویداست . آن وقت است که به زبون بودن دیکتاتور پی می بری . او که قاتل جوانان ایرانیست . او که متجاوز و متخاصم است . او که روزگاری ، روزگار به خدمتش بود حالا مثل موشی که لحظه ی مرگش فرارسیده وحشت زده و هراسان به استقبال سرنوشت ننگینش می رود ، سرنوشت محتومی که برای همه ی دیکتاتور های عالم نوشته شده .
|
پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ از قد و هیکل خودم خجالت می کشم !
امروز تولد منه ! سی ساله شدم و هنوز به گفته ی خیلیا اصلا بهم نمیاد.هنوز می خوان ازم آدرس بپرسن می گن : آقا پسر فلان جا کجاست ؟ و اگه خانوم های مسن بخوان بپرسن به جای آقا پسر می گن : مامان ! هنوز خواهرم که ازم 7 سال کوچک تره فکر می کنه ازش 7 سال کوچک ترم . هنوز خودمم فکر نمی کنم بزرگ شدم ! حتا امروز که سی سالم شده ... . R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩ هندوستان : سرزمین عجایب
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - سهشنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
حال ما خوب نیست ... لطفا دست از سر ما بردارید ...
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - سهشنبه ٢ تیر ۱۳۸۸
کاش می بستم چشامو این ازم بر نمیاد ...
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - سهشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸
میمون
چند سال پیش _ که این وب لاگ خواننده های زیادی داشت _ مطلبی نوشتم با عنوان (( میمون )) ، یادمه که با واکنش منفیِ مخاطبام مواجه شد . در یادداشتم نوع زندگی جوانان روشن فکر نما رو به هجو کشیده بودم و نمی دونم چرا همه به خودشون گرفته بودن . انگار که شخصیت ماجرا رونوشتی بود از خواننده های اینجا . حالا بعد از مدت ها فیلم کوتاهی ساختم به اسم (( میمون )) و درباره ی همون آدم ها . کسانی که ادای روشن فکری در می آرن و خیلی خودشون رو مهم می دونن . حالا هر جا که فیلم رو نشون می دم با همون واکنش ها روبه رو می شم . نمی دونم من مشکل دارم یا روشن فکرنماهای عزیز ؟!!
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ .
شکوفه می رقصد از باد بهاری ...
نوروز بر تمامی دوستان مبارک . .............................................................................. این وب لاگ به زودی فعال تر خواهد شد !
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ من آمده ام ...
.
نوشتن یعنی بودن ، زندگی کردن . یعنی آزاد کردن ، آزاد شدن . آزاد کردنِ عقده ها و آرزو ها و آزاد شدن از بندها و قیدها .
دوباره برگشتم و نوشتن را از سر می گیرم برای آزاد کردن خودم از تمام بند هایی که این چند وقت دچارش بودم ... .
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧ . روزی که فرو ریختم .
امروز برای من همچون یازدهم سپتامبر است برای برج های دوقلو نیویورک . با این تفاوت که آن دو پر سروصدا و با هیاهوی فراوان فرو ریختند و من آرام و بی صدا ... بالاخره همه چیز تمام شد ، پس چند روزی نیاز به فرصت برای "هضم حقیقت " و " کشف دوباره ی خود " دارم .
R O O Z B E H - روزبه -R O O Z B E H - |
|